زندگی جدی و همه با یدها
سه شنبه 27 دی 1384دوست ندارم زندگی جدی را !
شاید به این دلیل که خودم آدم جدی هستم و همیشه همه چیز را بیش از آنچه لازم باشد جدی گرفته ام.
محیط های جدی، موضوعات جدی، آدمهای جدی، همه جدیها مرا به وحشت می اندازند.
کار کردن در اینجا بیش از تحمل من جدیست. هنوز سه ماه بیشتر از شروع کارم نگذشته،( آن هم به صورت پاره وقت) در بیش از سی جلسه خصوصی و عمومی ارزشیابی، بررسی، بازبینی و ...شرکت کرده ام! باید عضو فلان مجمع تحقیقاتی بشوم؛ باید در جلسه ارزشیابی گروهی پایان سه ماه شرکت کنم، باید صبح زود بیدار شوم، باید رأس ساعت سر کار باشم، باید ...
از همه بایدها متنفرم!
یادم میاید در کلاسهای بهناز، یاد میگرفتیم به باید ها جور دیگری نگاه کنیم؛ به چشم یک انتخاب!
من اگر نخواهم این بایدها را انتخاب کنم، چه باید بکنم؟
چگونه میشود جدی بود ولی جدی زندگی نکرد؟
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/4
نظرات:
هر چيزي را با عكس آن مي تواني به دست بياوري
اگر زندگي به نظرت جدي نباشد پس تو هم جدي نخواهي بود و در اين صورت از انجام آنچه بايد مي ناميش ازرده و خسته نخواهي شد
وقتي به نظرت همه چيز هماني است كه بايد باشد، پس بايد ها هم چيزي بيش از انتخاب تو نيستند
تو مي تواني چيز ديگري مانند كار كمتر و نا مرتب تر را آن هم در محيط آزاد آمريكا انتخاب كني
اما تو چيزي مي خواهي و به قول خودت بهايش را داري مي پردازي
انچه مرا آزرده و خسته مي كند زماني است كه تو جدي نمي گيري اما ديگران جدي مي گيرند و با تو هم همان رفتار را مي كنند. جدي جدي با تو قطع ارتباط مي كنند.
جدي جدي از تو متنفر يا منزجر مي شوند
در حالي كه تو خود را شايسته اين رفتار نمي داني
تنها با اين فكر خودم را تسلي مي بخشم كه اين آدم ها با اين رفتارهايشان بخشي از تجربه مرا كامل تر مي كنند.
به من فرصت مي دهند تا بزرگ تر شوم....
ممنون همه آن ها هستم
نوشته ابري در آسمان دل تو، چهارشنبه، 28 دیماه 1384، 8:07 صبح
zendegi gaah jeddi va gaah shookhi mishvad.iraad injaast ke hichvaght,taghriban hichvaght ,na baraaye jeddi shodan va na baraaye shookhi shodan az maa ejaaze nemigirad.
نوشته mazdak، یکشنبه، 2 بهمنماه 1384، 6:17 بعدازظهر
ابری د ر آسما ن دل تو عزيزم!
مثل هميشه آبی بر آتش درونم هستی و آرامش دل بيتا بم!
بنويس برايم که مثل هميشه محتا ج شنيد نت هستم!
نوشته آسما ن دل من، دوشنبه، 3 بهمنماه 1384، 9:02 بعدازظهر
آره مزدك
نه براي جدي شدن و نه براي شوخي شدن از ما اجازه نمي گيرد
حالا نقش ما چيست؟
به نظر من ما بايد فقط و فقط آماده هر دو نوع اش باشيم ....
نوشته ابري در آسمان دل تو، سه شنبه، 11 بهمنماه 1384، 10:50 صبح