کا ش می شد فکر نکرد!

سه شنبه 11 بهمن 1384

به کجا می رویم؟ به سوی چه؟ برای چه؟
به روابطم فکر می کنم، به آدمها، به دنیایی که در آن زندگی می کنم، برای چیست همه اینها؟
بزرگ می شویم، تجربه می کنیم، یاد می گیریم، یاد می دهیم، که چه بشود؟
به روزهای خوش زندگی فکر می کنم و لذتهایش، به لحظات سخت و تلخیهایش، به چه منظور؟
وقتی همه چیز بر وفق مراد است که غمی نیست، ا صلاُ فکر نمی کنیم!
گاه سختیها و مشکلات، توجیه می کنیم، استادانه، سختیهاست که انسان را می سازد و قوی می کند! ا صلاُ برای چه باید ساخته شد؟ چرا باید قوی شد؟
که دنیای بهتری بسازیم؟! برای که؟
که به تعالی برسیم؟! بعد از تعالی چه کنیم؟ ا صلاُ تعالی چیست؟ دنیای بهتر کجاست؟
آیا باید علتی را جستجو کرد؟ یا علت و معلول یکیست و ما درتلاشی عبث گرد خود می گردیم؛
کا ش می شد فکر نکرد!

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/9


نظرات:

قومی متحیرند اندرره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
ترسم که رسد ندا ز گردونه غیب
که ای بی خبران راه نه آنست نه این

نوشته سعید، چهارشنبه، 12 بهمنماه 1384، 1:34 صبح

شما هم نظر بدهيد: