DC

شنبه 15 بهمن 1384

واشنگتن DC را دوست دارم، خانه های قشنگ، فروشگاههای کوچک و لوکس، کافه ها و رستورانهای هوس انگیز، رودخانه ای که با آوایش تو را به قدم زدن کنار خود دعوت می کند، کلاب ها و بارهایی که شنبه شب ها با موسیقی تند و رقص نورشان به هیجانت می آورند. شهر زنده است. روزش پر از حرکت و تکاپو، شبش وسوسه انگیز.
سبک خانه ها و ساختمانها بیشتر اروپایی است، و شاید به همین دلیل در آنجا آرامش بیشتری احساس می کنم. وقتی در خیابان های DC قدم می زنم حس می کنم در یکی از شهر های اروپا هستم. اروپا را از نگاه یک مسافر دیده ام امّا امریکا را از دید یک مهاجر!
مسافر وظیفه ای ندارد جز سفر کردن، دیدن و جستجو کردن، دقایقی به تماشای امواج خروشان زندگی نشستن ولذت بردن، بی خیال و بی مسئولیِت آرامش را تجربه کردن؛ امّا مهاجر...
مهاجر فرصتی برای نشستن ندارد، و نه حتی برای دیدن، مهاجر باید از صفر شروع کند و حتّی گاهی از زیر صفر، مهاجر باید یک زندگی را از نو بسازد و یا گاهی خودش را، راه درازیست تا آرامش یک مهاجر
به خودم قول داده ام هر وقت پولدار شدم یکی ازخانه های DC را که اکنون به حال صاحبانشان قبطه می خورم بخرم. امّا آیا آنروز هم، این شهر، همین آرامش امروز را به من خواهد داد؟
یا باز هم باید مهاجری باشم با چشمان یک مسافر؟!

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/12


نظرات:

ey mohajere ziba, midanam che migooee, midanam che ehsasi dari garche ke zendegieman ba ham fargh darad va harkodam rah haye digari ra raftim,ama inro bedan ke miresi be an khane, be an areezoo, be oonche ke dar asemanae delet hast...man fekr nemikardam khodam be chizhaee ke alan daram beresam, fekr nemikardam ehsas konam ke vojood daram va in va be in donyaee ke dar an hastam motealegh khaham shod, fek nemikardam ehsas konam ke yek rooz adame in shahr beshavam va ehsase boodan konam...ama fekram eshtebah bood. asemane delet bozorg ast va toosh ja ziad dare. negaran nabash mohajere azizam, D.C. ham male to mishe...

نوشته Anonymous، شنبه، 15 بهمنماه 1384، 1:23 بعدازظهر

شما هم نظر بدهيد: