اشتبا ه بود آیا؟

شنبه 22 بهمن 1384

به من می گوید شکننده ام، بی اندازه
به من می گوید حسّاسم، خیلی زیاد
می گوید باید خوبیها و بدیها را قیاس کرد، مثبتها و منفیها را سنجید، کفه کدام سنگین تر است؟ ارزش هر کدام چقدر است؟
این تازه آن بخشی است که می شود جستجو کرد،
می گوید بخش دیگر را باید ساخت، وگر نه تا آخر دنیا باید به دنبال نیمه گم شده ات بگردی
می گوید ساختن یک رابطه آسان نیست، آنهم برای کسی به حساسیّت تو
وقتی او را برای منفیهایش خط زدی، آیا دیگری را به همین دلیل خط نخواهی زد؟
بدیهای او را می دانستی، زمانی که بدیهای آن دیگری را کشف کردی، شاید دیگرخیلی دیر باشد
راست می گوید شاید، نمی دانم
امّا غلط یا درست، راه باز گشتی نمی بینم،
می گوید هست، ولی من نمی بینم، شاید هم نمی خواهم ببینم
گاه باید از اشتبا ه گذشت، بازگشت به اشتبا ه و تلاش برای جبران آن اشتبا ه تر است، مثل بر هم زدن آب گل آلودی که گلهایش ته نشسته!

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/17


نظرات:

براي همين است كه مي گويم رابطه را بي دليل و بي بهانه آغاز كن
وقتي چنين شد هيچ منفي و مثبتي وجود نخواهد داشت.
هر ويژگي براي كاري به درد مي خورد... روزي شايد.
اما وقتي رابطه اي بي هيچ بهانه اي ... رها و آزاد آغازشد، آن وقت مي توان سنجيد كه آنچه هست بي هيچ قضاوتي،‌براي برقراري رابطه اي طولاني تر با نام و رسم مشخص خودش هم جواب مي دهد؟
اگر چنين باشد، قطعا رابطه تام و تمامي هم نخواهد بود ...
چه بسا ساختن، شيرين تر و لذت بخش تر از تمام شده را تحويل گرفتن باشد (فارغ از اين كه تمام شده اي هست كه تحويلش بگيري يا نه)
ابتدا شايد خيلي سخت و دور از ذهن باشد اين همه ...
اما شروع كه كني، ظرف مدت كوتاهي همه آنچه به دنبال آني به سراغت مي آيد .. اگر از ابتدا ذهنت را به چيز مشخصي نبسته باشي .... رها باشي رها و.....

نوشته ابري در آسمان دل تو، یکشنبه، 23 بهمنماه 1384، 10:20 صبح

شما هم نظر بدهيد: