فردا روز دیگریست

شنبه 22 بهمن 1384

دل آسمان پر است، برف به تندی می بارد، همه جا را سفید پوش کرده
مقابل پنجره نشسته ام و به بارش برف نگاه می کنم، تصّور سرمای بیرون باعث می شود از نوشیدن قهوه ام بیشتر لذت ببرم
روز رو به پایان است و تاریکی کم کم سایه سنگینش را پهن می کند
امّا فردا روز دیگریست
زمان منتظر نمی ماند، نه به انتظار برف، نه به انتظار آفتاب،
آدمها نیز منتطر نمی نشینند، آنها که نشسته اند زندگی را باخته اند
آدمها می گذرند، از حوادث زندگی خود، گاهی آسان، گاهی سخت، ولی می گذرند
گاه از آنها درس می گیرند و گاه همانها را تکرار می کنند، شاید برای اندکی تأ مل و تفکر مجال باشد امّا برای توقف مجالی نیست
باید گذشت، باید گذاشت تا رودخانه زمان بشوید و همراه خود ببرد آنچه مانع حرکت است
باید از امروز گذشت
فردا روز دیگریست

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/18


نظرات:

شما هم نظر بدهيد: