دیگر نمی خواهم قا ضی با شم
سه شنبه 25 بهمن 1384دیشب بحثی مختصر بین من و بابا و مامان پیش آمد که به محکوم شدن من به قضاوت عجولانه ختم شد، حق با آنها بود؛
سعی کردم به آن فکر نکنم،
صبح برادرم برایم مطلبی فرستاده بود که رمز مؤفقیّت آدمها را در تغییر رفتارشان دانسته بود؛ کمی مبهم به نظر می رسید؛
سعی کردم ذهنم را چندان درگیرش نکنم،
عصر که از کلاس بر می گشتم، سعی کردم به همه سعی کردن هایم فکر کنم ...
رفتاری دارم که واقعاً نیاز به تغییر دارد: قضاوت کردنم،
عجولانه یا نا عادلانه بودنش مهم نیست، مهم این است که ا صلاً چرا قضاوت می کنم؟
از آن دسته قاضی هایی هستم که برای قضاوتشان نه نیاز به شاهد دارند، نه دلیل و نه مدرک، نه مشاوره می کنند، و نه به محکوم فرصت دفاع می دهند، فقط حکم صادر می کنند، آنهم حکم نهایی؛
به خود می بالم که با یک نگاه می توانم پی به ماهیت واقعی طرف مقابلم ببرم، نیاز نیست سخنرانی کند، یک کلمه حرف همه ندانسته ها را آشکار خواهد کرد، حتی بدون حرف هم می توان از بسیاری رازهای نهان پرده برداشت، حس ششمم قویست،
و در توجیه و تفسیر استادم،
از ظاهر ندیده، کلمات نشنیده و دانسته های بدست نیاورده، آنچنان سناریویی می سازم که حتی خود محکوم هم غرق در حیرت، به تماشای نسخه جدید فیلم زندگی خود می نشیند
چنین توانی را به دست فراموشی سپردن و به کناری گذاشتن حیف نیست؟!
اما این همان توانیست که براحتی یک رابطه را در هم می ریزد، که به آسانی یک دوستی را ویران می کند، که با قدرت بنای اعتماد را ویران می سازد،
این آن توانیست که دیگر نمی خواهم داشته باشم
کار سختیست شکستن یک عادت، تغییر یک رفتار، پایان دادن به یک دور با طل
اما می خواهم دست از آن بردارم
می خواهم به آدمها اجازه دهم خودشان رنگشان را انتخاب کنند، از رنگ کردنشان خسته شدم
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/20
نظرات:
سخته خیلی هم سخته که آدم متفاوت از اون چیزی بشه که تا حالا بوده و بهش عاددت کرده و خیلی های دور و برش هم اینگونه بوده اند
اما .... سال پیش بر حسب شرایط، یک بار تجربه ردم قاضی شدن را .... و حالا انتخاب کردم که دیگر چنان نباشم
مشکل تر از ترک عادت گذشته به عقیده من زندگی به سان یک قاضی است.
وقتی قاضی می شی باید تمام حواست هم به رفتار دیگران باشه. وقتی قاضی می شی، باید تمام حواست به رفتار خودت هم باشه
سخت می شه قضاوت کرد اما اشتباه نکرد. حتی اگر اشتباهات خودت را نبینی و اطمینان و داشته باشی که اشتباه نمی کنی، از قضاوت های دیگران که پر است از اشتباه رنج خواهی برد. اما بدون قضاوت حتی به قضاوت های دیگران هم فکر نخواهی کرد.
نوشته Anonymous، جمعه، 28 بهمنماه 1384، 1:05 بعدازظهر