نگران من نبا شید!
شنبه 6 اسفند 1384نگران من نباشید،
من خوبم، نه اندوهگینم، نه پشیمان،
نه حصرتی از گذشته با من است، نه نا امید از آینده ام،
تنها در حال سازگار شدنم،
روز، فردایم را پی می ریزم؛ شب، دیروزم را زنده می کنم،
که اگر آن دیروز نبود، برق نگاه امروزم تاکنون خاموش شده بود،
مسموم هوای اسارت بودم که اکنون آزادی را نفس می کشم،
محکوم روزمرگی بودم که امروز هر لحظه ام را زندگی می کنم،
محروم حد اقل ها بودم که اینجا هر ذره را قدر می شناسم،
نه، چرا پشیمان باشم، چرا غمگین؟
اینجا، بودنم را زندگی می کنم، اینجا ارزشهایم را در می یابم، اینجا خودم را می شکافم
به اینجا سفر کردن، تنها سفر به آن سوی آبها نیست، سفر به درون خویش است،
دیدی میدهد به وسعت همه آبها، نگرشی به عمق اقیانوسها و گسترشی به پهنای صحراها
دلی به بزرگی دنیا و روحی به زلالی چشمه ها، اگر درکی باشد و تلاشی در پی آن
البته می توان چشمها را بست و اینجا هم روزمرگی کرد، ولی کسی بزور چشمهایت را نمی بندد
میتوان بهترین ها را ربود، می توان بدترین ها را اختیار کرد
اینجا حق انتخاب با توست
و من انتخاب کردم که چشمانم را بگشایم
از نو دیدنم را انتخاب کردم، از نو ساختنم را
باشد که دل من هم دریایی شود روزی
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/30