بیا یید جور دیگری نگا ه کنیم
جمعه 12 اسفند 1384زندگی عرصه جدالهای پی در پی
صحنه امتحان و تجربه،
پهنه تضادها،
زندگی لبریز ازغیر منتظره ها،
مملو از دوست نداشتنی ها،
سالهای دراز به دنبال امنیت، آرامش، عشق، شادی، ... و به ثانیه ای نابودی آنچه با زحمت فراهم آمده و دیگر هیچ
هر بار تجربه، هر بار شکست
تکرار روند سازگاری با بحران ( انکار، معامله، خشم، افسردگی و در نهایت پذیرش )
و امید ...
و باز از نو ساختن هر آنچه نابود شده بود و تکرار دوباره ها
امواج متلا طم دریا نمی دانند قصر شنی با چه زحمتی ساخته شده بود ...
اما چرا همیشه زندگی را می سازییم؟ چرا یک بار برای همیشه خودمان را نمی سازیم؟
چرا همیشه در تلاش بی حا صل هماهنگ کردن بیرون با درونمان هستیم؟ چرا یک بار درونمان را با بیرون هم آوا نمی کنیم؟
چرا همیشه در کوشش تغییر دنیای خارج از وجودمان هستیم؟ چرا برای یک بار هم که شده خودمان را دگرگون نمی کنیم؟
چه می شود یک بار پذیرش، اولین مرحله سازگاریمان با بحران باشد؟
می شود جور دیگری نگاه کرد،
می شود با بحران دوست شد، می شود تغییر را در آغوش گرفت، می شود خطر را استقبال کرد
می شود از داشته ها گذشت و نداشته ها را تجربه کرد
می شود دوباره از صفر شروع کرد وبه دست آوردن را از نو لذت برد
بیایید دل به این دریای طوفانی بسپاریم
بیایید یک بار دریا را باور کنیم و بدانیم ساحل همان جاست که او ما را راهبرست
بیایید نترسیم و خودمان را دوباره باور کنیم
بیایید جور دیگری نگاه کنیم ...
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/35
نظرات:
گاه در ميانه جدال ها و ناكامي ها و شكست ها(كه لازمه پيروزي هاي بعدي تو اند) چنان در هم مي پيچي كه دلت مي خواهد هيچ گاه وارد هيچ جرياني نمي شدي كه تو را از مسير عادي زندگي ات دور كند.
هر چند مي داني(نه براي اطمينان دادن به كساني كه با خواندن نوشته ات به تو اندرز مي دهند كه زندگي را بايد با همه سختي اش گذراند) كه آنچه به دست مي آوري ارزش همه اين سختي ها را دارد
اما گاه ....
و اين گاه و بي گاه ها را نمي توان نديد ... هستند.
نوشته ابري در آسمان دل تو، یکشنبه، 14 اسفندماه 1384، 9:19 صبح