مرگ شا دی
سه شنبه 15 فروردین 1385بعد از باران دیشب ، آسمان امروز باید می درخشید
باید امروز یکی از قشنگ ترین روزهای بهار می شد
باید امروز شادی را نفس می کشیدیم
اما انگار روی همه چیز گردی از غم پاشیده شده
انگار به آخر دنیا رسیده ام
به جایی که دیگر فردایی نیست
زمین ناگهان یخ زد
آسمان بی ستاره شد
گلها پژمردند
قناریها مردند
خسته ام
آنقدر خسته که حتی نمی توانم گریه کنم ...
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/53