لذت ابدی

سه شنبه 5 اردیبهشت 1385

پیاده روی می کردیم
هوای دلپذیر بهار، و طبیعت بسیار زیبای ویرجینیا
غرق در لذت از آنچه می دیدم و حس می کردم، حرفی زدم که همه را به خنده وا داشت و خودم را به فکر
گفتم: آنقدر هوا عالی و همه چیز قشنگ است که دلم می خواهد بمیرم!
و توجیه کردم: گاه ناراحتی و سختی آدمی همیشه امیدوار است که روزهای بهتر از راه می رسند و به امید آنروزها زنده می ماند و تلاش می کند اما وقتی همه چیز کامل و بی نظیر است هیچ انگیزه ای برای ادامه باقی نمی ماند
آیا براستی در اوج لذت و خوشی دنیا را وداع گفتن بهتر نیست؟
شاید بتوان آن لحظه سرمستی را با مرگ ابدی کرد!

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/62


نظرات:

شما هم نظر بدهيد: