با لا تر از سیاهی که رنگی نیست، هست؟!

جمعه 29 اردیبهشت 1385

به چه می اندیشی؟
منتظر چه هستی؟
یک بار باید خطر کرد
یک بار باید دل سپرد
یک بار باید ترسها را کناری گذاشت، نگاهشان کرد و از آنها گذشت
یک بار باید به آوای درو ن گوش سپرد و با او همراه شد
یک بار باید منطق را خواب کرد و با احساس به شبگردی رفت
یک بار باید عنان اختیار را از شک ها گرفت و یقین را جایگزینشان کرد
یک بار باید به ناشناخته اعتماد کرد
یک بار باید به دریا دل سپرد
یک بار باید ...
شاید هم بیشتر از یک بار

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/76


نظرات:

hich vaght nafahmidam mani in jomle chie

BALATAR AZ SIAHI RANGI NIST

نوشته sabra، شنبه، 30 اردیبهشتماه 1385، 8:22 صبح

شما هم نظر بدهيد: