کا ش می شد ...

یکشنبه 18 تیر 1385

هیچ گاه در زندگیم این قدر بی ثمر تلاش نکرده بودم،
دیر رسیده بودم ولی رسیده بودم همیشه؛
اما این بار ...
حتی سایه ای هم از مقصد نمی بینم،
نه نشانه ای، نه اثری،
نه حتی نسیمی که بوی رسیدن دهد،
و نه قاصدکی که نوید ظفر آورد،
خسته ام دیگر، کلافه، دلزده ...
شاید اینها همه نشانه اند و من نمی بینمشان،
نشان از این که من راه به خطا می برم،
نشان از این که باید رها کنم این خواسته آزارنده را،
نشان از این که باید بگذارم و بگذرم،
به فراموشی بسپارم،
به خواب،
...
کاش می شد!

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/103


نظرات:

شما هم نظر بدهيد: