حقیقت است یا خیا ل؟

یکشنبه 25 تیر 1385

دوستم معتقد است همه چیز در این دنیا تصادفی است
نه دلیل خاصی وجود دارد و نه هدفی برای همه اینها
طی تصادف به این دنیا می آییم، تا جایی که قدرت داریم تعیین کننده ایم، و آنجا که ضعیفیم طبیعت و حوادث بیرونی سرنوشتمان را رقم می زنند
و روزی هم تصادفی از این دنیا خواهیم رفت
نه مقصود و منظوریست از این آمد و شد و نه نظم و الگویی وجود دارد
...
نمی توانم خلاف آنچه می گوید را ثابت کنم
نمی توانم هیچ دلیلی منطقی بر وجود نیرویی برتر بیاورم
بر این که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست، فقط این ما هستیم که اغلب قادر نیستیم علت حوادث را دریابیم
این که این آمد و شد را هدف و منظوریست که ما شاید قادر به درک آن نیستیم و ...
نمی توانم ...
ولی دوست دارم باور کنم که هست
دوست دارم باور کنم که نیرویی برتر (خدا، جهان هستی، ...) وجود داردکه این جهان را اداره می کند و من مسئول همه چیز نیستم
حوادث بی دلیل اتفاق نمی افتند و حتما خیری در آنها نهفته است که من در آن مقطع زمانی قادر به درکش نیستم
...
آن لحظه که باور او را باور کنم قطعا از نا امیدی خواهم مرد
پناه هراسها و ترسهایم چه می شود؟
نقطه اتکای ضعفهایم؟
امید لحظه های یأس و ناامیدی؟
توجیه همه بی عدالتی ها؟
توصیف همه ظلم ها و تفاوتها؟
نه ...
نمی خواهم باور او را باور کنم، حتی اگر باورم فریبی بیش نباشد
می خواهم زنده بمانم هنوز

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/106


نظرات:

قومي متحيرند اندر ره دين قومي به گمان فتاده در راه يقين
ترسم كه رسد نداز گردونه غيب
كه اي بيخبران راه نه آن است نه اين.........

نوشته saeed، دوشنبه، 26 تیرماه 1385، 1:22 صبح

vay!!!miduni
yelahze tarsidam
ye lahze delam khali shod
ye lahze goftam vay fekr kon age yeki ghodratmandtar az hame nabashe ke harkari mitune bokone un vaght Dge hich amniati nadaram
tarsidam khaili faji tarsidam
take care

نوشته sabra، دوشنبه، 26 تیرماه 1385، 10:24 صبح

شما هم نظر بدهيد: