در شنا ور لحظه ها
یکشنبه 15 مرداد 1385چندیست حس می کنم روی زمین نیستم
شاید در آسمانها
شاید هم ...
خودم هم نمی دانم کجا سیر می کنم
فقط می دانم اینجا نیستم
جسمم هست، حرف می زند، می خندد، زندگی می کند، مثل همیشه، مثل همه
اما روحم ... نمی دانم کجاست
نگاهم عمق می گیرد
انگار ورای آنچه به ظاهر هست را می بیند
افکارم جای مشخصی نیست
آنسوی مرزهای خیال
شناور در بی نهایت بودن
گم شده در ابدیت لحظه ها
حتی در سرزمین رویاهایم هم پیدایش نمی کنم
انگارهمه روزمره ام را حاله ای از مه گرفته
و من ...
شاید هم این منم که در غبارم!
غبار ...
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/119