نها یت بی نها یت ...
سه شنبه 28 شهریور 1385درشب تنهایی من،
در شب شمع و شعر و شراب،
در میان غزل های حافظ جستجویت می کردم،
لابلای اشکال در هم ریخته فنجان قهوه،
میان خالهای سرخ و سیاه ورق؛
... همرقص من بودی با آهنگ ترانه های رویا،
همقدمم دربرگریزان پاییز یادها،
همنفسم درنفسگیر لحظه های بی فردا،
اکنون اما،
میان سایه روشن سپیده دم ایستاده ای،
در مرز خواب و بیداری،
در حد فاصل حقیقت و رویا،
بالای ذهنیت فال،
در نقطه تقطیر بخار،
در ضربان واژگان قصه ها ،
در مه،
نه سیاهی، نه سفید، خاکستری شده ای امروز،
همسفر باد و هماوای باران؛
...
فرودی باید تو را
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/137