در پیچ و خم زندگی

یکشنبه 16 مهر 1385

جور کردن همه چیز با هم کار سختیست؛
وقتی هم کار می کنی، هم درس می خوانی، و هم می خواهی به همه کارهایی که به این روزها سپرده بودیشان بپردازی به مشکل بر می خوری؛
آسان نیست وقتی می خواهی هم برای آنها که دوستشان داری باشی، و هم برای خودت؛
خستگی ...
دستهایم هنوز درد می کنند، انگشتهایم ورم دارند، اما کاش هیچ وقت به این حال عادت نکنند!
کاش باز هم به فنجانی قهوه دعوت می شدم ...


يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/139


نظرات:

چند شب پيش با خودم مونوپولي بازي كردم.... دوباره مثل همان شب هايي كه براي خودت قهوه درست مي كردي و در يك گوشه از اتاق مي نشستي و با اشتياق قهوه ات رو مي خوردي .... باز هم همين كارو با خودت بكن .... نذار عادت كني به هر چه هست

نوشته ابري در آسمان دل تو، سه شنبه، 18 مهرماه 1385، 11:57 بعدازظهر

شما هم نظر بدهيد: