چراغهای زرد

سه شنبه 30 آبان 1385

امروز چراغها همه زرد بودند
حتی آنها که سبز بودند به محض رسیدن من زرد میشدند!
شاید اعلام خطر چراغهای زرد به درون من هم سرایت کرده
حس دلشوره، احساس خطر
شاید چیزی در شرف وقوع است که نمی دانم
حتی آرامش یک روز پاییزی با نسیم ملایم، آفتاب کمرنگ و فرشی از برگهای زرد که زمین دانشکده را پوشانده بود، نتوانست در مقابل این حس مقاومت کند
دلم می خواست برای مدتی، دور می شدم از همه چیز، از همه کس
به سفر می رفتم،
به یک راه دور،
اما خواب، دورترین راه سفرم خواهد بود ...

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/151


نظرات:

شما هم نظر بدهيد: