همه هیچ
جمعه 10 آذر 1385دوباره در پیچ و خم زندگی گم شدم
دوباره معنی بودنم رفت
دوباره بی سایه شدم، بی ستاره
بی رویا، بی رنگ
دوباره ...
شاید خستگی راه دلیل گم شدنم باشد
شاید بودنم بی هویت شد که معنیش مرا ترک کرد
شاید خورشید را فراموش کردم که سایه ام از من گریخت
شاید ابرهای آسمان شبم ستاره ام را پوشاندند
شاید خوابیدن را از یاد بردم و رویایم بی جا و مکان شد
شاید در انبوه رنگها غرق شدم که که همه رنگ باختند
شاید ...
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/153
نظرات:
شاید هم به خودت گیر می دی که همه اش احساس می کنی چیزی کم داری ... تو کاملی ...بدون هیچ کس و هیچ چیز .... تو با خودت کاملی .... تو با همه نقایصی که گمان می کنی داری کاملی
نوشته ابری در آسمان دل تو، شنبه، 11 آذرماه 1385، 3:27 بعدازظهر