همه تا هیچ
سه شنبه 24 بهمن 1385همه هستم و هیچ نیستم من
از سکوت یک روز برفی، تا غوغای دریایی طوفانی
از لطافت نسیم، تا خشونت کویر
از روشنای ماه، تا ظلمات بی ستارگی
از حیرانی تاریکی، تا آکاهی نور
از شیفتگی یک پروانه، تا بی تفاوتی تخته سنگ
از گرمای اتش، تا سردی خاکستر
از التهاب کوره، تا انجماد یخ
از پریشانی باد، تا آرامش آفتاب
از برهنگی زمستان، تا پوشیدگی بهار
از وقارگل، تا هرزگی گیاه
از قرابت تابستان، تا غربت پاییز
از استقامت کوه، تا شکنندگی بلور
از صبوری صحرا، تا بی طاقتی پرنده
از سادگی خواهش، تا پیچیدگی نیاز
از بستگی ابر، تا گشایش باران
از شیرینی خواب، تا تلخی حقیقت
از مستی شراب، تا هوشیاری آب
از اندوه دیروز، تا شادی فردا
از بودنی به وسعت هستی، تا پیوستنی به نهایت بودن
از همه، تا هیچ ...
يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/168
نظرات:
salam mesle hamishe khoob va az del neveshti
happy valentain
نوشته saeed، چهارشنبه، 25 بهمنماه 1385، 2:31 بعدازظهر