می ترسم ...

پنجشنبه 1 شهریور 1386

گاهی به همه چیز شک می کنم
حتی به انتخابم
گاهی از همه چیز می ترسم
حتی از نزدیکترینهام
گاهی احساس خطر می کنم، انگار همه چیز تهدیدم می کنه
حتی امن ترینها
احساس نا امنی، تنهایی، ترس
انگار من موندم و خودم
نه کسی دنیای منو می فهمه
نه من به دنیای بقیه راه دارم
سخت میشه گاهی فهمید چیزهایی رو که انتظار دارند بفهمی
و سخت میشه فهموند چیزهایی رو که دوست داری بقیه بفهمند
ارزشهایی که برای بقیه بی ارزشند
باورهایی که مفهومی براشون ندارند
و سخت میشه وارد دنیای بی باوریها شد،‌ دنیایی که توش هیچ چیز ارزش نیست
دنیای آزاد
من اما هنوز دنیای محدود خودمو ترجیح میدم
تو این دنیا امن ترم،‌ دنیای من دنیای شناخته شده باورهامه،‌ ارزشها و پایبندیها
دنیای من شاید آزاد نباشه،‌ اما تهدید کننده نیست، امنه و آرام
...
من می ترسم
بگذار تو همین دنیام بمونم !

يادداشت های روزانه | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.asemanedeleman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/183


نظرات:

koochii.blogspot.comاين آدرس حتما سر بزن وبلاك يك خانم پزشك ايراني مقيم آمريكاست كه كمي سرنوشتش شبيه شماست ضمنا خوب مي نويسد

نوشته saeed، دوشنبه، 12 شهریورماه 1386، 1:03 صبح

عالي بود

نوشته پريسا، یکشنبه، 18 شهریورماه 1386، 7:23 صبح

سلام
مطالب قشنگی داری
خوشحال میشم به من هم سر بزنی

نوشته امید، سه شنبه، 27 شهریورماه 1386، 1:28 صبح

سلام
آمدم تاهوایی تازه کنم .

بازم ميهن بلاگ مشکل دارشده لطفا ؛گريوان رادرآدرسهای ريرملاحظه فرماييد:
http://gerivan.blogfa.com/
http://gerivan.persianblog.ir/
http://www.gerivan.iranblog.co

نوشته elias pahlevan، سه شنبه، 27 شهریورماه 1386، 2:54 صبح

شما هم نظر بدهيد: